الشيخ لطف الله الصافي الگلپايگاني
76
شرح حديث عرض دين حضرت عبد العظيم حسنى (ع) (فارسى)
پس فعل وانفعال ديگر ملك ياد رود پس واجب الوجود از اينها منزه است او بوده است بيشتر از بود هر چه بود و خواه اينكه اين كلمات به معناى عرفى كه شايد اظهر باشد معنا شوند كه جسم يا به معناى جسد يا هر چيزى كه ابعاد ثلاثه داشته باشد ( طول و عرض و عمق ) معنا شود ، و صورت ، به معناى متشكل بودن به شكل كه به آن اشكال مختلف از هم تميز داده مى شوند و عرض هم در اصطلاح عرفى چيزى است قائم به غير و در محل است ؛ و به عبارت اخرى جوهر كه عرفاً در مقابل عرض است و نه جوهر در مقابل معانى ديگر كه در اصطلاح منقسم به پنج قسم و يكى از دو قسم ممكن است اما جوهر به معناى ذات الشئ و حقيقة الشئ مراد نيست . به هر حال خدا منزّه از اين معانى است اعم از اينكه معانى اصطلاحى مقصود باشد يا معانى عرفى در مقابل معانى ديگر .